اللهم عجل لولیک الفرج
تبليغاتX
امید ظهور

امید ظهور

به گزارش حوزه دولت خبرگزاری فارس، همزمان با سفر محمود احمدی‌نژاد و اعضای هیئت دولت به استان البرز که در راستای چهارمین دور از سفرهای استانی هیئت دولت انجام شده است، مراسم فروش خیریه 20 قلم از هدایای شخصی محمود احمدی نژاد و همسر وی (اعطایی از سوی مقامات خارجی) به نفع مددجویان سازمان بهزیستی که در سه بخش ساعت، جواهرات و خودنویس است با حضور خیرین و نیکوکاران برگزار شد.

رئیس جمهور پیش از این، بالغ بر 52 قلم از هدایای شخصی خود را که از سوی مقامات سایر کشور ها به وی و همسرش اعطا شده را برای کمک به نیازمندان و مددجویان سازمان بهزیستی اعطا کرده بود که در این مرحله 20 قلم از آنها در مزایده به فروش خواهد رسید که پیش بینی می شود مبلغی در حدود 115 میلیون تومان عواید این مزایده باشد.

بر اساس گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، این هدایا که توسط کارشناسان دادگستری قیمت‌گذاری شده است، به هیچ وجه جنبه تاریخی و ملی ندارند و این اقدام رئیس جمهور به منظور فرهنگ‌سازی در میان مسئولان و خیرین جهت توجه عملی به نیازمندان و حرکت به سوی ساده زیستی و پرهیز از تجمل گرایی بوده که باعث الگوسازی در کشور برای انجام عمل خیر است که در حدود بیش از یک میلیارد تومان از محل مزایده آنها عاید بهزیستی جهت کمک به مددجویان خواهد شد.

احمدی نژاد در چند مرحله اقدام به اهدای هدایا و وسایل شخصی خود با عنوان کمک به نیازمندان کرده است.

[ سه شنبه 23 اسفند1390 ] [ 12:14 بعد از ظهر ] [ منتظر ] [ ]
پس از ماه ها ، آمدم تا دوباره آمده و آماده باشم ...

آمدم تا اعتراف کنم ، که چه من باشم و چه نباشم ، شما هستی آقا ...

آمدم تا از دلتنگیها و شرمندگیهایم بگویم و بنویسم ...

آمدم زار بزنم بدبختیم را ... که آقا چقدر به خود جفا کردم ...

آقا ؟

مرا به حریمت راه نمیدهی ؟

آقا ؟

دلتان را شکستم ؟ بشکند دلم ... بشکند اگر ... آقا شکسته دلم ... دلم از خودم شکسته و مینالد ...

آقا من امتحانم را پس دادم ؟ راهی برای برگشت و توبه نیست ؟

آقا پسم نزنید که جز شما امیدی ندارم ...

آقا دلم تنگتان است ، تنگ

چه بگویم ؟

بگویم هوایمان را داشته باشید ؟ ... که اگر تا به حال زیر بار گناهانمان له نشدیم و هنوز زنده ایم ، همه مدیون دعاهای شماییم

بگویم دوستتان دارم ؟ ... که این چه تزویریست که دوست دارم و دل میشکنم

بگویم بگذارید یارتان باشم ؟ ... که من کجا و ... نه ، شرک نمیگویم و کفر بلکه ذات خودم برایم فاش شده و حتی میترسم که من نیز از اهالی کوفه باشم ... وای بر من ... وای

آقا دلم خیلی پر است ... آنقدر که همه جای دنیایم را بوی تعفن نفسهای گناه آلودم پر کرده ...

آقا ؟

من عزم خود را جزم کرده ام اما ...

حتی باید بیدار بخوابم تا ...

آقا از دعاهاییست که میخوانم ؟

به مزاجش خوش نیامده ؟ خدا لعنتش کند ... خدا هزاران هزار بار لعنتش کند ...

آقا من خواهم خواند تا زمانی که پوست کلفت شوم ... تا زمانی که او نیز پوست کلفت شود و دست از سر من بردارد ...

آقا دلم جمکران میخواهد ... دلم امام رضا میخواهد ... 

دلم هوای اشکهای ناب و درد دلهای بی ریا را میخواهد ... دلم تمام آن شب زنده داری ها را میخواهد که به عشق شما خواب را از سرم میدزدید ...

آقا بی تعارف ... دلم شما را میخواهد ... فقط و فقط شما ( ببخشید جسارتم را ) ولی ........................

( چرا همیشه حرفهایی برای نگفتن هست . چرا ؟ )


برچسب‌ها: دلنوشته
[ سه شنبه 25 بهمن1390 ] [ 8:46 بعد از ظهر ] [ منتظر ] [ ]

اللهم صل علی محمد و آل محمد

[ جمعه 21 بهمن1390 ] [ 8:0 بعد از ظهر ] [ منتظر ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

1. معذرت بابت تاخیرم

2. کسایی که نظر گذاشتن و نظراتشون تایید نشده ، علتش اینه که بلاگفا دچار مشکل شده و کامنتارو بهم نشون نمیده و فقط تعدادشون رو نمایش میده ...

واما ..................... الوعده وفا ...

از خودم شروع میکنم ...

سال پیش ، یه مدت بود که احساس میکردم اصلا تمرکز ندارم ... گاهی پیش میاد که آدم از لحاظ روحی وضعیتش خوب نیست برای نماز خوندن و اصلا ، به قول خودمون ، حال و حوصله کارای عبادی رو نداره ...

بدجور عذاب وجدان داشتم ... حالا از یه طرف ، هم فکر این نمازهام و هم نمازهای قضام ، بیشتر عذابم میداد ... دیگه از قرآن خوندن خبری نبود ... مراقبت نداشتم روی اعمالم و کارهایی که میکردم بیشتر تاثیر میگذاشت بر سلامت روحم ...

تصمیم گرفتم دفتری بردارم و بر روی اون تمام کارهایی رو که انجام میدم رو بنویسم ... واجباتم ، مستحباتم و گناهانم ...

وسط نوشت : علت اینکه دیر کردم برا نوشتن این مطلب ، این بود که ، کمی داشتم روشمو تغییر میدادم تا ورژن جدیدشو بسازم ...

این پایین عکس یکی از صفحات دفترم رو براتون میذارم


راستش وقت ندارم تا در مورد مدل قبلی بنویسم اما سعی میکنم اینو خوب توضیح بدم ...

1. سعی کنین تعداد روزها در یک صفحه به یک هفته خلاصه شود ... من اندزه دفترم طوریه که برای تکمیل شدن یک ماه ... دو صفحه را 8 روزه در نظر میگیرم و دو صفحه را 7 روزه ...

علت : اگه تعداد کم باشه و شما صفحه خودتون رو پر از تیک ببینید ، تشویق میشید و بیشتر مقید به انجام این کار میشید .

2 . شماره هایی رو که میبینید ، نشاندهنده روز مربوط به اون ماهیه که اون گوشه نوشته میشه ...

3. در بالی صفحه ، اوقات شرعی باید نوشته بشه ، تا برنامه روزتون رو برای اول وقت خوندن نمازتون ، تنظیم کنین .

4. زمانهای که برای اوقات شرعی مینویسید ، کمترین زمان مربوط به آن هفته باید باشد ( یکی دو دیقه زیاد فرقی نمیکنه براتون )

5. اون 4 رنگی که در بالای دفترم میبینید مربوط به رنگ تیکهاییه که میزنم ....

رنگ سبز = نماز اول وقت

رنگ آبی = نمازی که نه اول وقته و نه آخر وقت ... اواسط

رنگ مشکی = نماز آخر وقت

رنگ قرمز = نماز قضا 

این رنگی بودن باعث میشه که تمام تلاشت رو بکنی تا تیکهای دفترت بیشتر سبز باشن ...

6. روزها دو ردیف هستن ، ردیف اول مربوط به نمازهای واجب اون روزه ، اما ردیف پایین مربوط به نمازهای قضاست ...

وامااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

من سعی میکنم کمی قبلتر از اذان ، قضای مربوط به اون نماز رو بخونم تا هر روز ، قضای یک روز رو بخونم ... اما گاهی اونقدر آدم مشغله داره که نمیتونه ... سعی کنین حتما قضاهاتون همون روز بخونین ، اما اگه نتوننستین به ترتیب تیکهارو پر کنین تا آخرش بدونین که چند ماه رو تونستین کامل کنین ( البته تمام تلاشتونو بکنین تا از دست نره ، چون در اون صورت جبرانش خیلی سخته و وقت گیر )

_ اگه جزء اون دسته از آدمایی هستین که سجده و رکوع و قنوت طولانی دارین ، سعی کنین در نمازهای قضاتون این کار رو نکنین ... نمازهاتونو آروم و شمرده بخونین ، اما طولانی نکنین ( منظورم نمازهای قضاتونه ) ...

شما میتونین قنوت نگیرین و یا فقط به یک صلوات و اللهم عجل لولیک الفرج اکتفا کنین ، و میتونین تسبیحات اربعه رو یک بار بگین ...

علت : مسلما ما باید نمازهای قضامونو بخونیم ، اما با توجه به حال و هوای روحمون و سلامتش ، اشتیلق و علاقه ما نسبت به نماز فرق میکنه ... ما نباید زیاده روی کنیم تا روحمون بالا بیاره و احساس خستگی کنه ...

باید با پنبه سر نفسمونو ببریم ، یک دفعه نمیشه و جواب عکس میده ...

پس سعی کنین زیاده روی نکنین ، نباید از کارهای روزانتون غافل بشین ...

تاکید دیگه ی من اینه که حتما ، نمازتون رو اول وقت بخونین ، چون هم آدم خیالش راحت میشه و هم این که به صورت ناخودآگاه انسان بشاش و شاد میشه ...

یادمه وقتی اول دبیرستان بودیم ، من تک و توک نماز میخوندم ... یه روز دبیر بینشمون در مورد نماز میگفت ... اون روزها تو مدرسمون ، اذان که میگفت ، معلمها آزادمون میگذاشتن تا بریم برا نماز اول وقت ... اون روز دبیرمون گفت : وقتی که اذان میگه ، وقتی کسی میره اول وقت نمازشو میخونه ، اون لحظه لحظه ایه که خدا یه باد معنوی میفرسته و هر کسی که تو صف نماز باشه اون باد بهش میخوره ... بادی که همه خوبیهارو داره و نفس خداست ...

این حرف دبیرمون رو هیچ وقت فراموش نمیکنم ...شما هم هیچوقت فراموش نکین ... چون خدا تو قرآن گفته " وای برر نمازگزاران ، کسانی که نماز را سبک میشمارند "

خدا اینجا نگفته ، وای بر کسانی که نماز نمیخونن ، تکلیف اونا که روشنه .... گفته وای بر نماز گزاران ...

بیاین کمی هشیار باشیم و قدر عشق خدا رو بدونیم

دوستون دارم

دعام کنین

یا علی

پ . ن : یادم رفت در مورد اون ستون خالی توضیح بدم ... اون ستون ، مربوط به گناهان و خط قرمزهای من میشه ... و به صورت رمزی برا خودم مینویسم ... البته اگه شما جایی رو دارین که دست هیچ احدالناسی بهش نمیرسه ، لزومی نداره رمزی بنویسین ... این ستون ، خیلی ستون مهمیه ، حتما از گناهان کوچیک خودتون غافل نشین و بنویسینش ... اینکار باعث میشه تا مراقبت بر روی اعمالتون روز به روز بیشتر بشه


بازم بعدا نوشت : یکی از دوستان هم دفتری دارن مثل دفتر من ، با این تفاوت که یه ستون اضافی برا " توجه به امام عصر " دارن ، که در طول روز چقدر به یاد آقا هستن ... کار خیلی خوبیه ، خواستم بگم تا شما هم بدونین ... البته من این کار رو همیشه تو بخش توضیحات انجام میدم ... یا مثلا اعمال یا نمازهای مربوط به شبها و روزهای خاصی که وجود داره ، حتی اگه روزش هم نرسیده باشه ، از قبل تو توضیحات مینویسم تا حتما یادم باشه و انجامش بدم ...



برچسب‌ها: برنامه ای برای عابدانه زیستن, دفتر مربوط به نمازهایم
[ شنبه 15 بهمن1390 ] [ 1:55 بعد از ظهر ] [ منتظر ] [ ]

عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام حسن عسگری

و

عرض تبریک به مناسبت آغاز امامت ولی عصر ، امام زمان ( عج )

به تمام عاشقان آن حضرت و از جمله شیعیان

[ چهارشنبه 12 بهمن1390 ] [ 11:31 قبل از ظهر ] [ منتظر ] [ ]
لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

امیرالمومنین علی (ع) می فرماید : « روزی با فاطمه (س) محضر پیامبر خدا (ص) رسیدیم ٬ دیدیم حضرت به شدت گریه می کند .
گفتم : پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله ! چرا گریه می کنی ؟
فرمود : یا علی ! آن شب که مرا به معراج بردند ٬ گروهی از زنان امت خود را در عذاب سختی دیدم و از شدت عذابشان گریستم . ( و اکنون گریه ام برای ایشان است . )

زنی را دیدم که از موی سر آویزان است و مغز سرش از شدت حرارت می جوشد.

زنی را دیدم که از زبانش آویزان کرده اند و از آب سوزان جهنم به گلوی او می ریزند.

زنی را دیدم که از پستانش آویزان کرده اند.

زنی را دیدم که دست و پایش را بسته اند و مارها و عقربها بر او مسلط هستند .

 زنی را دیدم که کر و کور و لال بود و در تابوتی از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخ های بینی اش بیرون می آمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود.


زنی را دیدم که ٬ که از پاهایش در تنور آتشین جهنم آویران است.


زنی را دیدم که گوشت بدنش را با قیچی های آتشین ریز ریز می کنند .


زنی را دیدم که صورت و دستهایش در آتش می سوزد و امعا و احشای داخلی اش را می خورد.


زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود.


و زنی را به صورت سگ دیدم و آتش از نشیمنگاه او داخل می شود و از دهانش بیرون می آید و فرشتگان عذاب عمودهای آتشین بر سر و بدن او می کوبند.

حضرت فاطمه (س) عرض کرد : پدر جان ! این زنان در دنیا چه کرده بودند که خداوند آنان را چنین عذاب می کند؟!
رسول خدا (ص) فرمود :
دخترم ! زنی که از موی سرش آویخته شده بود ٬ موی سر خود را از نامحرم نمی پوشاند.

زنی که از پستانش آویزان بود ٬ زنی است که از حق شوهرش امتناع می ورزیده.


و زنی که از زبانش آویزان بود ٬ شوهرش را با زبان اذیت می کرد ...


و زنی که گوشت بدن خود را می خورد ٬ خود را برای دیگران زینت می کرد و از نامحرمان پرهیز نداشت.


و زنی که دست و پایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند ٬ به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و حیض اهمیت نمی داد و نظافت و پاکیزگی را مراعات نمی کرد ٬ و نماز را سبک می شمرد و مورد اهانت قرار می داد.

و زنی که کر و کور و لال بود ٬ زنی است که از راه زنا بچه به دنیا می آورد و به شوهرش می گوید بچه تو است.

و زنی که گوشت بدن او را با قیچی می بریدند ٬ خود را در اختیار مردان اجنبی می گذاشت.

و زنی که صورت و دستانش می سوخت و او او امعا و احشای داخلی خودش را می خورد ٬ زنی است که واسطه کارهای نامشروع و خلاف عفت و عصمت قرار می گرفت .

و زنی که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود ٬ او زنی سخن چین و دروغگو بود.

و اما زنی که در قیافه سگ بود و آتش از نشیمنگاه او وارد و از دهانش خارج می شد ٬ زنی خواننده و حسود بود.

سپس فرمودند: وای بر زنی که همسرش از او راضی نباشد و خوشا به حال آن که همسرش از او راضی باشد. »۱

۱) داستانهای بحارالانوار ٬ ج۵ ٬ص۶۹   -   زبده القصص ٬ ص۲۰۲ .

[ شنبه 10 دی1390 ] [ 9:0 بعد از ظهر ] [ منتظر ] [ ]

فرض كن حضرت مهدي به تو ظاهر گردد
.
ظاهرت هست چناني كه خجالت نكشي؟
.
باطنت هست پسنديده صاحب نظري؟
.
خانه ات لايق او هست كه مهمان گردد؟
.
لقمه ات در خور او هست كه نزدش ببري؟
پول بي شبهه و سالم ز همه دارايي؟
آنقدر، كه يك هديه برايش بخري؟
.
حاضري گوشي همراه تورا چك بكند؟
با چنين شرط كه در حافظه دستي نبري؟
.
واقفي در عمل خويش تو بيش از دگران؟

مي توان گفت
تو را  شيعه اثنا عشري؟

ميتوان گفت مرا شيعه اثنا عشري؟
ميتوان گفت مرا شيعه اثنا عشري؟
ميتوان گفت مرا شيعه اثنا عشري؟

[ شنبه 10 دی1390 ] [ 8:5 بعد از ظهر ] [ منتظر ] [ ]

چارلی چاپلین:

دخترم هیچکس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند... برهنگی بیماری عصر ماست به گمان من تن عریان تو باید از آن کسی باشد که روح عریانش از آن توست.(نامه چاپلین به دخترش)






ای عاشق مدهای رنگارنگ

ای فریفته لباسهای روشن و تنگ
در خیابان چهره آرایش مکن
از جوانان سلب آسایش مکن
زلف خود از روسری بیرون مریز
در مسیر چشم ها افسون مریز
یاد کن از آتش روز معاد
طرّه گیسو مده در دست باد
خواهرم دیگر تو کودک نیستی
فاش تر گویم عروسک نیستی
خواهرم ای دختر ایران زمین
یک نظر عکس شهیدان را ببین
خواهر من این لباس تنگ چیست؟
پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟
خواهرم اینقدر طنّازی مکن
با اصول شرع لجبازی مکن
در امور خویش سرگردان نشو
نوعروس چشم نامردان نشو
(حاج محمدرضا آقاسی)

[ شنبه 10 دی1390 ] [ 8:2 بعد از ظهر ] [ منتظر ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امام علی(ع): در راه خدا با دست های خود بجنگید،اگر نتوانستید با زبان های خود بجنگید و اگر باز هم نتوانستید با دلهای خود بجنگید.(میزان الحکمه ص114)
***************************
پیامبر(ص) میفرمایند:
"هر کس در کتابي يا نوشته اي بر من صلوات بفرستد ( يعني صلوات را بنويسد ) تا نام من در آن کتاب هست ملائکه براي او از درگاه حق طلب آمرزش مي کنند."

اللهُم صّل علي محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم


**************************************

اين همه لاف زن و مدعي عصر ظهور
پس چرا يار نيامد كه نثارش باشيم
سالها منتظر سيصد و اندي يار است
آنقدر مرد نبوديم كه يارش باشيم
×××××××××××××××××××××

آهن آب دیده را رنگ عوض نمیکند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند
به خیل دشمنان بگو به کوری دو چشمتان
مطیع رنگ رهبری رنگ عوض نمی کند


××××××××××××××××××

طعنه و خنده به اشعار و شعارم بزنید

تیر غم بر دل دیوانه و زارم بزنید

در حمایت ز امامم علی خامنه ای

می شوم میثم تمار به دارم بزنید ...


××××××××××××××××××

نام من سرباز کوی عترت است
دوره آموزشی ام هیئت است
پادگانم چادری شد وصله دار
سر درش عکس علی ذوالفقار
ارتش حیدر محل خدمتم
بهر جانبازی پی هر خدمتم
نقش سردوشی من یا فاطمه ست
قمقمه ام پر ز آب علقمه ست
اسم رمز حمله ام ” یاس علی ” ست
افسر مافوق من سید علی ست
نويسندگان
موضوعات وب


ابزار نمایش اوقات شرعی

کد اوقات شرعی