نوشته شده توسط منتظر در جمعه 11 آذر1390 ساعت 2:2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
لا حول و لا قوة الا بالله هو العلی العظیم و صلی علی محمد و اله الطاهرین
امیرالمومنین علی (ع) می فرماید : « روزی با فاطمه (س) محضر پیامبر خدا (ص) رسیدیم ٬ دیدیم حضرت به شدت گریه می کند .
گفتم : پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله ! چرا گریه می کنی ؟
فرمود
: یا علی ! آن شب که مرا به معراج بردند ٬ گروهی از زنان امت خود را در
عذاب سختی دیدم و از شدت عذابشان گریستم . ( و اکنون گریه ام برای ایشان
است . )
زنی را دیدم که از موی سر آویزان است و مغز سرش از شدت حرارت می جوشد.
زنی را دیدم که از زبانش آویزان کرده اند و از آب سوزان جهنم به گلوی او می ریزند.
زنی را دیدم که از پستانش آویزان کرده اند.
زنی را دیدم که دست و پایش را بسته اند و مارها و عقربها بر او مسلط هستند .
زنی را دیدم که کر و کور و لال بود و در تابوتی از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخ های بینی اش بیرون می آمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود.
زنی را دیدم که ٬ که از پاهایش در تنور آتشین جهنم آویران است.
زنی را دیدم که گوشت بدنش را با قیچی های آتشین ریز ریز می کنند .
زنی را دیدم که صورت و دستهایش در آتش می سوزد و امعا و احشای داخلی اش را می خورد.
زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود.
و زنی را به صورت سگ دیدم و آتش از نشیمنگاه او داخل می شود و از دهانش بیرون می آید و فرشتگان عذاب عمودهای آتشین بر سر و بدن او می کوبند.
حضرت فاطمه (س) عرض کرد : پدر جان ! این زنان در دنیا چه کرده بودند که خداوند آنان را چنین عذاب می کند؟!
رسول خدا (ص) فرمود :
دخترم ! زنی که از موی سرش آویخته شده بود ٬ موی سر خود را از نامحرم نمی پوشاند.
زنی که از پستانش آویزان بود ٬ زنی است که از حق شوهرش امتناع می ورزیده.
و زنی که از زبانش آویزان بود ٬ شوهرش را با زبان اذیت می کرد ...
و زنی که گوشت بدن خود را می خورد ٬ خود را برای دیگران زینت می کرد و از نامحرمان پرهیز نداشت.
و زنی که دست و پایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند ٬ به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و حیض اهمیت نمی داد و نظافت و پاکیزگی را مراعات نمی کرد ٬ و نماز را سبک می شمرد و مورد اهانت قرار می داد.
و زنی که کر و کور و لال بود ٬ زنی است که از راه زنا بچه به دنیا می آورد و به شوهرش می گوید بچه تو است.
و زنی که گوشت بدن او را با قیچی می بریدند ٬ خود را در اختیار مردان اجنبی می گذاشت.
و زنی که صورت و دستانش می سوخت و او او امعا و احشای داخلی خودش را می خورد ٬ زنی است که واسطه کارهای نامشروع و خلاف عفت و عصمت قرار می گرفت .
و زنی که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود ٬ او زنی سخن چین و دروغگو بود.
و اما زنی که در قیافه سگ بود و آتش از نشیمنگاه او وارد و از دهانش خارج می شد ٬ زنی خواننده و حسود بود.
سپس فرمودند: وای بر زنی که همسرش از او راضی نباشد و خوشا به حال آن که همسرش از او راضی باشد. »۱
۱) داستانهای بحارالانوار ٬ ج۵ ٬ص۶۹ - زبده القصص ٬ ص۲۰۲ .
نوشته شده توسط منتظر در شنبه 10 دی1390 ساعت 9:0 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
فرض كن حضرت مهدي به تو ظاهر گردد
.
ظاهرت هست چناني كه خجالت نكشي؟
.
باطنت هست پسنديده صاحب نظري؟
.
خانه ات لايق او هست كه مهمان گردد؟
.
لقمه ات در خور او هست كه نزدش ببري؟
پول بي شبهه و سالم ز همه دارايي؟
آنقدر، كه يك هديه برايش بخري؟
.
حاضري گوشي همراه تورا چك بكند؟
با چنين شرط كه در حافظه دستي نبري؟
.
واقفي در عمل خويش تو بيش از دگران؟
مي توان گفت تو را شيعه اثنا عشري؟
ميتوان گفت مرا شيعه اثنا عشري؟
ميتوان گفت مرا شيعه اثنا عشري؟
ميتوان گفت مرا شيعه اثنا عشري؟
نوشته شده توسط منتظر در شنبه 10 دی1390 ساعت 8:5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
چارلی چاپلین: دخترم هیچکس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند... برهنگی بیماری عصر ماست به گمان من تن عریان تو باید از آن کسی باشد که روح عریانش از آن توست.(نامه چاپلین به دخترش)
نوشته شده توسط منتظر در شنبه 10 دی1390 ساعت 8:2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
امام على عليه السلام:
عِفَّتُهُ (الرَّجُل) عَلى قدرِ غَيرَتِهِ؛
پاكدامنى مرد به اندازه غيرت اوست.
پیامبر صلی الله علیه و آله:
عِفُّوا تَعِفُّ نِساؤُكُم؛
پاكدامن باشيد تا زنانتان پاكدامن باشند.
نوشته شده توسط منتظر در شنبه 10 دی1390 ساعت 11:57 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
من هر چه می دوم به شماها نمی رسم دیری است نشسته ام و به دریا نمی رسم
خطی کشیده اند میان من و شما من هر چه سعی می کنم آن جا نمی رسم
یخ بسته است بعد شما چهار فصل شهر با هر چه شعله باز به گرما نمی رسم
بیهوده است بال زدن ای پرندگان با پر زدن به آن همه بالا نمی رسم
جادوی عشق روی درختان اثر گذاشت آنها رسیده اند من اما نمی رسم
آن قدر رفته ام که خودم را گذاشتم یک روح خسته ام که به فردا نمی رسم
شعر از :ف شعبان زاده
نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه 8 دی1390 ساعت 8:56 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
رضا گفته زنده باد ، مرده باد خوب نیست ...
راستم میگه ...
فقط ولایت فقیه ... فقط
پس زنده باد و مرده باد نمیکنم اما ... فردا بعد از مدتها میرم ندبه ... آخ چقد دلم تنگه
نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه 8 دی1390 ساعت 8:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

امام علی(ع): در راه خدا با دست های خود بجنگید،اگر نتوانستید با زبان های خود بجنگید و اگر باز هم نتوانستید با دلهای خود بجنگید.(میزان الحکمه ص114)
***************************
پیامبر(ص) میفرمایند:
"هر کس در کتابي يا نوشته اي بر من صلوات بفرستد ( يعني صلوات را بنويسد ) تا نام من در آن کتاب هست ملائکه براي او از درگاه حق طلب آمرزش مي کنند."
اللهُم صّل علي محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم
**************************************
اين همه لاف زن و مدعي عصر ظهور
پس چرا يار نيامد كه نثارش باشيم
سالها منتظر سيصد و اندي يار است
آنقدر مرد نبوديم كه يارش باشيم
×××××××××××××××××××××
آهن آب دیده را رنگ عوض نمیکند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند
به خیل دشمنان بگو به کوری دو چشمتان
مطیع رنگ رهبری رنگ عوض نمی کند
××××××××××××××××××
طعنه و خنده به اشعار و شعارم بزنید
تیر غم بر دل دیوانه و زارم بزنید
در حمایت ز امامم علی خامنه ای
می شوم میثم تمار به دارم بزنید ...
××××××××××××××××××
نام من سرباز کوی عترت است
دوره آموزشی ام هیئت است
پادگانم چادری شد وصله دار
سر درش عکس علی ذوالفقار
ارتش حیدر محل خدمتم
بهر جانبازی پی هر خدمتم
نقش سردوشی من یا فاطمه ست
قمقمه ام پر ز آب علقمه ست
اسم رمز حمله ام ” یاس علی ” ست
افسر مافوق من سید علی ست
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح این
قالب:
قالبهای مذهبی بلاگفا