تبليغاتX
اللهم عجل لولیک الفرج امید ظهور

یا لثارات الحسین

این وبلاگ به مدت 40 روز سیاه پوش است


 

نوشته شده توسط منتظر در جمعه 11 آذر1390 ساعت 2:2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ( پست ثابت )


 

نوشته شده توسط منتظر در جمعه 11 آذر1390 ساعت 12:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


خدایا ما را از گناهان کرده و نکرده امن بدار ... یا الله

لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

امیرالمومنین علی (ع) می فرماید : « روزی با فاطمه (س) محضر پیامبر خدا (ص) رسیدیم ٬ دیدیم حضرت به شدت گریه می کند .
گفتم : پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله ! چرا گریه می کنی ؟
فرمود : یا علی ! آن شب که مرا به معراج بردند ٬ گروهی از زنان امت خود را در عذاب سختی دیدم و از شدت عذابشان گریستم . ( و اکنون گریه ام برای ایشان است . )

زنی را دیدم که از موی سر آویزان است و مغز سرش از شدت حرارت می جوشد.

زنی را دیدم که از زبانش آویزان کرده اند و از آب سوزان جهنم به گلوی او می ریزند.

زنی را دیدم که از پستانش آویزان کرده اند.

زنی را دیدم که دست و پایش را بسته اند و مارها و عقربها بر او مسلط هستند .

 زنی را دیدم که کر و کور و لال بود و در تابوتی از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخ های بینی اش بیرون می آمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود.


زنی را دیدم که ٬ که از پاهایش در تنور آتشین جهنم آویران است.


زنی را دیدم که گوشت بدنش را با قیچی های آتشین ریز ریز می کنند .


زنی را دیدم که صورت و دستهایش در آتش می سوزد و امعا و احشای داخلی اش را می خورد.


زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود.


و زنی را به صورت سگ دیدم و آتش از نشیمنگاه او داخل می شود و از دهانش بیرون می آید و فرشتگان عذاب عمودهای آتشین بر سر و بدن او می کوبند.

حضرت فاطمه (س) عرض کرد : پدر جان ! این زنان در دنیا چه کرده بودند که خداوند آنان را چنین عذاب می کند؟!
رسول خدا (ص) فرمود :
دخترم ! زنی که از موی سرش آویخته شده بود ٬ موی سر خود را از نامحرم نمی پوشاند.

زنی که از پستانش آویزان بود ٬ زنی است که از حق شوهرش امتناع می ورزیده.


و زنی که از زبانش آویزان بود ٬ شوهرش را با زبان اذیت می کرد ...


و زنی که گوشت بدن خود را می خورد ٬ خود را برای دیگران زینت می کرد و از نامحرمان پرهیز نداشت.


و زنی که دست و پایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند ٬ به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و حیض اهمیت نمی داد و نظافت و پاکیزگی را مراعات نمی کرد ٬ و نماز را سبک می شمرد و مورد اهانت قرار می داد.

و زنی که کر و کور و لال بود ٬ زنی است که از راه زنا بچه به دنیا می آورد و به شوهرش می گوید بچه تو است.

و زنی که گوشت بدن او را با قیچی می بریدند ٬ خود را در اختیار مردان اجنبی می گذاشت.

و زنی که صورت و دستانش می سوخت و او او امعا و احشای داخلی خودش را می خورد ٬ زنی است که واسطه کارهای نامشروع و خلاف عفت و عصمت قرار می گرفت .

و زنی که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود ٬ او زنی سخن چین و دروغگو بود.

و اما زنی که در قیافه سگ بود و آتش از نشیمنگاه او وارد و از دهانش خارج می شد ٬ زنی خواننده و حسود بود.

سپس فرمودند: وای بر زنی که همسرش از او راضی نباشد و خوشا به حال آن که همسرش از او راضی باشد. »۱

۱) داستانهای بحارالانوار ٬ ج۵ ٬ص۶۹   -   زبده القصص ٬ ص۲۰۲ .


 

نوشته شده توسط منتظر در شنبه 10 دی1390 ساعت 9:0 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


ميتوان گفت مرا شيعه اثنا عشري؟

فرض كن حضرت مهدي به تو ظاهر گردد
.
ظاهرت هست چناني كه خجالت نكشي؟
.
باطنت هست پسنديده صاحب نظري؟
.
خانه ات لايق او هست كه مهمان گردد؟
.
لقمه ات در خور او هست كه نزدش ببري؟
پول بي شبهه و سالم ز همه دارايي؟
آنقدر، كه يك هديه برايش بخري؟
.
حاضري گوشي همراه تورا چك بكند؟
با چنين شرط كه در حافظه دستي نبري؟
.
واقفي در عمل خويش تو بيش از دگران؟

مي توان گفت
تو را  شيعه اثنا عشري؟

ميتوان گفت مرا شيعه اثنا عشري؟
ميتوان گفت مرا شيعه اثنا عشري؟
ميتوان گفت مرا شيعه اثنا عشري؟


 

نوشته شده توسط منتظر در شنبه 10 دی1390 ساعت 8:5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


حجاب و چارلی چاپلین

چارلی چاپلین:

دخترم هیچکس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند... برهنگی بیماری عصر ماست به گمان من تن عریان تو باید از آن کسی باشد که روح عریانش از آن توست.(نامه چاپلین به دخترش)






ای عاشق مدهای رنگارنگ

ای فریفته لباسهای روشن و تنگ
در خیابان چهره آرایش مکن
از جوانان سلب آسایش مکن
زلف خود از روسری بیرون مریز
در مسیر چشم ها افسون مریز
یاد کن از آتش روز معاد
طرّه گیسو مده در دست باد
خواهرم دیگر تو کودک نیستی
فاش تر گویم عروسک نیستی
خواهرم ای دختر ایران زمین
یک نظر عکس شهیدان را ببین
خواهر من این لباس تنگ چیست؟
پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟
خواهرم اینقدر طنّازی مکن
با اصول شرع لجبازی مکن
در امور خویش سرگردان نشو
نوعروس چشم نامردان نشو
(حاج محمدرضا آقاسی)


 

نوشته شده توسط منتظر در شنبه 10 دی1390 ساعت 8:2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عجب حرفیه انصافا ...

امام على عليه السلام:

عِفَّتُهُ (الرَّجُل) عَلى قدرِ غَيرَتِهِ؛

پاكدامنى مرد به اندازه غيرت اوست.

پیامبر صلی الله علیه و آله:

عِفُّوا تَعِفُّ نِساؤُكُم؛

پاكدامن باشيد تا زنانتان پاكدامن باشند.


 

نوشته شده توسط منتظر در شنبه 10 دی1390 ساعت 11:57 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


شهدا دلم بسی تنگ است

من هر چه می دوم به شماها نمی رسم              دیری است نشسته ام و به دریا نمی رسم

خطی کشیده اند میان من و شما                         من هر چه سعی می کنم آن جا نمی رسم

یخ بسته است بعد شما چهار فصل شهر               با هر چه شعله باز به گرما نمی رسم

بیهوده است بال زدن ای پرندگان                           با پر زدن به آن همه بالا نمی رسم

جادوی عشق روی درختان اثر گذاشت                   آنها رسیده اند من اما نمی رسم

آن قدر رفته ام که خودم را گذاشتم                       یک روح خسته ام که به فردا نمی رسم

                                                                                                        شعر از :ف شعبان زاده


 

نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه 8 دی1390 ساعت 8:56 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


نه دی 88

رضا گفته زنده باد ، مرده باد خوب نیست ...

راستم میگه ...

فقط ولایت فقیه ... فقط

پس زنده باد و مرده باد نمیکنم اما ... فردا بعد از مدتها میرم ندبه ... آخ چقد دلم تنگه



 

نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه 8 دی1390 ساعت 8:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت