امید ظهور


چند وقتی است مقامات آمریکایی لحن کلامشان گستاخانه تر، موهن تر، و جانبدارانه تر است. گویی برگ برنده ای در دست دارند که ما از وجود آن، بی خبریم.

در آخرین سخنرانی امام خامنه ای، امری بود مبنی بر دقت در سخنان مقامات آمریکایی. از این جهت، کلام آنها را با دقت بیشتری پیگیری می کنم. اخیرا مصاحبه ای از گری سیمور با روزنامه تایمز‌آو اسرائيل منتشر شد که در آن گفته بود: کاخ‌سفید و هم‌پیمانانش به دنبال تمدید توافق ژنو تا 25 سال برای حصول اطمینان حداقلی درباره برنامه هسته‌ای ایران هستند.[1]

چندی قبل هم به نقل از آقای عراقچی شنیده بودیم که ایشان گفته بودند موقع انعقاد توافق ژنو که عبارت( long term Duration) در آن گنجانده شد، از آنها پرسیدیم این مدت، چقدر است؟ پاسخ 20 سال را به ما دادند و ما نتوانستیم آن را کمتر کنیم.[2]

قرابت این دو مدت احتمالی، ما را به این فکر می اندازد که مگر قرار است در فاصله 20-25 سال آینده، چه اتفاقی بیافتد که آمریکاییها به آن دل، خوش کرده اند؟!!!

یادم به اظهار نظر برژنسکی سیاستمدار کهنه کار امریکایی و مشاور سابق امنیت ملی امریکا افتاد که در مصاحبه ای که با روزنامه وال استریت ژورنال، در مارچ 2009 در خصوص تغییر جمعتی ایران نکته ای را عنوان کرد که ابعاد بسیار گسترده ای دارد. وی در این مصاحبه گفته بود:«از فکر کردن به حمله پیش دستانه علیه تاسیسات هسته ای ایران اجتناب کنید و گفتگو ها با تهران را حفظ کنید،بالاتر از همه، بازی طولانی مدتی را انجام دهید چون زمان و آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع رژیم کنونی نیست»[3]

کاملا واضح شد! آمریکا نمودار جمعیتی ما را رصد می کند و می داند طبق آمار های علمی سازمان ملل، ایران در 20 سال آینده دچار انفجار سالمندی خواهد شد! یعنی بیشتر از  20% جمعیت ایران را سالمندان بالای 65 سال تشکیل خواهند داد!

اما اینها یک چیز را اشتباه فهمیده اند.

درست است  در این مدت که دوستان نادان، به جد، پیگیر تحدید نسل بوده و چنان از به به و چه چه سازمانهای بین المللی در کنترل نرخ رشد جمعیت، شاد بودند که متوجه بحران جمعیتی پیش رو نشدند؛ دشمنان دانا هم ما را رفاه زده کرده و مصرف گرا بار آوردند تا اکنون به سختی بتوانیم به فرزندان زیاد بیاندیشیم اما

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم                  در ره عشق جگردار تر از صد مردیم

هر زمان بوی خمینی به سر افتد ما را                 دور سید علی خامنه ای می گردیم

دیروز همت ها، باکری ها، چمران ها، دل از مدارک تحصیلی و زندگی مرفه خود کندند و به فرمان امام خمینی، خاکریزهایی را نگه داشتند که امروز ما به فرمان امام خامنه ای، باید آنها را حفظ کنیم.

نمی خواهد به دل تیر و گلوله بزنیم. فقط کمی بیاندیشیم؛ وقتی برادران ما در سایر کشورهای اسلامی و غیر اسلامی، به جرم شیعه بودن، به جرم مسلمان بودن، قتل عام می شوند، آیا برای نگاه های مادی و رفاه طلبی های ریز و درشتمان، حجت شرعی در برابر پروردگارمان داریم؟

حواسمان باشد که امام خمینی هشدار دادند اگر اسلام، در ایران زمین بخورد، تا سالهای سال، مسلمانان نمی توانند قد علم کنند. به نظر می رسد دشمن بیشتر از ما، عمق کلام امام خمینی را درک کرده باشد.

امروز امام خامنه ای، حداقل 4 فرزند را برای هر خانواده بیان کرده اند. نمی خواهم آمار های عددی و رقمی بدهم اما دقیقا اگر به فرمان رهبرمان عمل کنیم، تمام معادلات دشمن به هم خواهد خورد!

و ما ایرانیها اصولا عادت داریم معادلات دشمن را بهم بزنیم.

خداوندا به حرمت خون شهدایی که به برکت وجودشان، امنیت را به ما هدیه کردی، از تو درخواست می کنیم ما را در جهاد در راه خودت، موفق بداری و از ما راضی باشی به حرمت صلوات بر محمد و آل محمد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

------------------------------------------

1. روزنامه کیهان، 4 اسفند 1392

2. شفاف، کد خبر ۲۳۱۱۸۰ منتشر شده در 17 دی 92

3. http://ww1.rajanews.com/detail.asp?id=125742

نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1392ساعت 10:59 قبل از ظهر توسط منتظر|


نوشته شده در یکشنبه 22 دی1392ساعت 8:3 بعد از ظهر توسط منتظر|


کوتاه کن کلام...
بماند بقیه‌اش!
مرده است احترام...
بماند بقیه‌اش!
از تیرهای حرمله یک تیرمانده بود، آن هم نشد حرام ...
بماند بقیه‌اش!
هرکس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت؛ آمد به انتقام ...
بماند بقیه‌اش!
شمشیرها تمام شد و نیزه‌ها تمام شد سنگ‌ها تمام ...
بماند بقیه‌اش!
گویا هنوز باور زینب نمی‌شود بر سینه‌ی امام ...
بماند بقیه‌اش!
پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته، در بین ازدحام ...
بماند بقیه‌اش!
 راحت شد از حسین همین که خیال‌شان شد نوبت خیام ...
بماند بقیه‌اش!
از قتلگاه آمده شمر و زدامنش خون علی‌الدوام ... بماند بقیه اش

نوشته شده در سه شنبه 21 آبان1392ساعت 1:45 بعد از ظهر توسط منتظر|


در روایتی از امیرالمومنین علی (علیه السلام) آمده است که خدا به موسی (علیه السلام) فرمود:

((چهار سفارش به تو دارم، در رعایت آنها بکوش.))


نخست این که تا وقتی گناهان خود را بخشوده ندیده ای،به عیوب دیگران مپرداز.

دوم، تا گنج های مرا پایان یافته ندیده ای ، برای روزی ات غمناک نباش.

سوم، تا حکومت مرا از بین رفتنی ندیده ای ، به دیگری جز من امید مبند.

چهارم، تا شیطان را مرده ندیده ای، از مکر و فریب و نقشه های او ایمن مباش.

منبع: نمونه، ج 18، ص
182

نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1392ساعت 4:23 بعد از ظهر توسط منتظر|


خداوند سبحان در سه چيز رخصت قرار نداده است: 

امانت را سالم تحويل صاحبش دادن، خواه آن كه صاحبش آدم خوبي باشد يا فاجر. 
وفاي به عهد نسبت به هر شخصي خوب باشد يا بد.

و نيكي به والدين خوب باشند يا بد.

قالَ الاْمامُ الباقر - عليه السلام - : ثَلاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللهُ لِأحَد فيهِنَّ رُخْضةً: أداءُ الاْمانَةِ إلَي الْبِرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبِّرِ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَيْنِ بِرَّيْنِ كانا اَوْ فاجِرَيْنِ.

«وسائل الشّيعه، ج 21، ص 490، ح 3»

نوشته شده در دوشنبه 22 مهر1392ساعت 9:46 بعد از ظهر توسط منتظر|


روزی مردی، عقربی را دید که درون آب دست و پا میزند،
او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد،
اما عقرب انگشت اورا نیش زد.
مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد،
اما عقرب بار دیگر او را نیش زد.
رهگذری او را دید و پرسید:
برای چه عقربی را که نیش میزند نجات میدهی؟
مرد پاسخ داد: این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم.

تقدیم به کسانی که نیش عقربها از دوستان خود خوردند و حرف نزدند 
و دوباره عشق ورزیدن...

نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور1392ساعت 1:48 بعد از ظهر توسط منتظر|

خداوند متعال در قرآن به برخی امور و
اشیاء قسم یاد کرده است که مفسرین برای هر کدام جواب های داده اند. یکی از
چیزهای که خداوند به آن قسم یاد کرده، زیتون و انجیر است. دلیل اینکه
خداوند به این دو میوه فسم یاد کرده است امور معنوی است یا ارزش خاص غذایی
که این دو میوه دارند؟






جام دینی: خداوند متعال در قرآن به
زیتون و انجیر قسم یاد کرده است که مفسرین برای آن جواب های ارائه کرده اند
اما سوای تفسیرهای که برای این قبیل قسم ها در قرآن آمده است، چرا قرآن به
زیتون و انجیر قسم یاد کرده است؟آیا به خاطر فواید غذایی آنهاست؟پرسش را
در دو بخش بررسی می کنیم:
اول : حکمت و فلسفه سوگند در قرآن ؛
دوم: سوگند قرآن به انجیر و زیتون و حکمت آن.
اول: چرا خدا سوگند یاد کرده است
مفسران و صاحب نظران علوم قرآنی دلایل متعددی را برای قسم های قرآن بر شمرده اند که با بررسی آنها مطلب روشن می گردد:
1
ـ برخی قائلند سوگندهای قرآن به خاطر نشان دادن عظمت و تاکید بر مطلبی است
که بعد از قسم می آید. یعنی این مطلبی که دنباله ی آیات معمولا بیان می
کند؛ مطلب مهمی است.
2 ـ حکمت دوم قسم های قرآن این است که گاهی خداوند می خواهد عظمت آن مطلبی را که به آن سوگند یاد کرده، نشان دهد.
همچنین
سوگندهای قرآن فکر وعقل انسان را توسعه می دهد؛ در واقع تمام هستی را
جولانگاه فکر و بشر قرار می دهد و وی را در عالم محسوسات و مادی عالم غیب
به پرواز در می آورد زمین و خورشید و ستارگان و کهکشان ها وحتی انجیر و
زیتون را در برابر فکر او عرضه می کند تا همه و همه را مورد مطالعه قرار
دهد و با تحقیق و دقت آنها را بررسی کند.
3 ـ احتمال دارد که در
سوگندهای قرآن « رَب » در تقدیر است، یعنی « والفجر » در اصل «رب الفجر»
بوده، یعنی سوگند به پروردگار سپیده دم و اصولا هر جا خداوند به امور مادی
قسم می خورد یک « رب » در تقدیر است. مثلا سوگند به پروردگار خورشید، سوگند
به پروردگار ماه و ....
در نتیجه می توان این سه احتمال را با هم جمع
کرد، زیرا با هم منافاتی ندارند، به هر حال سوگندهای قرآن هم اشاره به عظمت
مطلبی که به آن قسم یاد شده وهم عظمت مزلبی که برایش قسم خورده دارد و هم
بر عظمت خالق آنها ناظر است. بنابراین قسم ها و سوگندهای قرآن برایاثبات
راستگویی خداوند تبارک و تعالی نیست؛ بلکه برای نشان دادن عظمت اینگونه
مطالب و اهمیت آنهاست.
دوم: چرا خداوند به انجیر و زیتون قسم خورده است؟
یکی از قسم های قرآن، قسم به انجیر و زیتون است که مفسرین احتمالاتی در مورد این دو قسم ذکر کرده اند، مانند:
الف
ــ منظور از «تین»، کوهستانی است که « دمشق» بر بلندی آن واقع شده؛ و
منظور از «زیتون» کوهستانی است که «بیت المقدس» بر بالای یکی از کوهایش بنا
شده است. اطلاق نام دو میوه ی «انجیر» و «زیتون» بر این دو کوه، شاید برای
این بوده که این دو میوه در این دو منطقه می روید و سوگند خوردن به این دو
منطقه هم شاید به خاطر این بوده که عده ی بسیاری از انبیاء در این دو
منطقه مبعوث شده اند.
ب ــ برخی «تین» و «زیتون» را اشاره به دو دوران
حضرت آدم و حضرت نوح(ع) می دانند؛ چرا که لباسی که آدم و حوا در بهشت
پوشیدند از برگ درختان انجیر بود و در پایان طوفان نوح، شاخه ی ریتونی از
آب بیرون آمد که نوح فهمید طوفان پایان یافته است.
ج ــ در روایتی وارد شده که «تین» مدینه و «زیتون» بیت المقدس است. البته احتمالات دیگری در این باره ذکر شده است.
د
ــ مقصود دو میوه ی معروف می باشد. اگر این دو قسم را بر معنای ابتدایی
آنها حمل کنیم یعنی « انجیر» و «زیتون» دو میوه ی معروف؛ باز سوگند با
معنایی است. زیرا انجیر وزیتون دارای ارزش غذایی فراوانی است که غذاشناسان و
پزشکان فوائد بسیار را برای آنها بر شمرده اند که برخی از آنها را دراینجا
مطرح می کنیم:
زیتون:
بی شک تمامی میوه هایی که
خداوند منان آفریده، ارزشمند است، ولی نباید تردید کرد که برخی از آنها از
لحاظ ارزش و خاصیت غذایی، به نوعی بر دیگری برتری دارند؛ در این میان
«زیتون» از جمله میوه هایی است که هم دارای خاصیت غذایی، و هم ارزش دارویی و
هم منبعی برای سوخت و ایجاد روشنایی است، از برگ و هسته ی آن نیز استفاده
می شود.
به گفته برخی متخصصین زیتون معجزه گراست وبرای درمان بسیاری از
بیماری ها از جمله درمان نقرس، تصلب شرائین، فشار خون و دردهای عصبی موثر
است.
نکته ی قابل توجه اینکه در میان مواد غذایی چه نباتی و چه حیوانی،
هیچ ماده ی غذایی به اندازه ی زیتون دارای «پتاسیم» نیست، و اگر بدانیم
«پتاسیم» چیست و چه نقشی در حفظ حیات ما دارد، خواهیم فهمید چرا باید زیتون
را مورد توجه قرار داد.
به طور خلاصه، «پتاسیم» در سازندگی عظلات بدن و
انرژی بدن موثر است و در ساختمان ترشحات غدد داخلی بدن به کار رفته است که
در حفظ نیروی فعال و نشاط زندگی لازم است.
از طرفی کمبود «پتاسیم» در بدن، رشد را متوقف می سازد پلکها متورم می شود و دستگاه تنفس دچار اختلال می شود.
«پتاسیم»
در فعالیت و قدرت تصفیه و شستشوی سلول های کبدی، موثر است و موجب می گردد
کبد مواد سمی و اوره و اسیداوریک را بهتر وبیشتر از خون گرفته خارج نماید.
«پتاسیم»
در قدرت دفعی کلیه ها نقش اساسی دارد و موجب فعالیت بیشتر کلیه ها و دفع
مواد سمی از خون می گردد و بدین لحاظ «پتاسیم» را یکی از داروها و درمان
کننده بیماری های کلیه می دانند.
«پتاسیم» حتی در ساختمان گلبول های قرمز خون وجود دارد و در فعالیت و سازندگی و حفظ آن اثر دارد.
غیر
از پتاسیم ـ که وجودش برای ادامه ی حیات و حفظ تندرستی ما ضروری است ـ
مواد معدنی دیگری چون فسفر،کلسیم، منیزیم، آهن در زیتون وجود دارد که هر
کدام نقش شگرف و سازنده ای در زندگی ما دارند.
انجیر
«انجیر»
نیز میوه ای است که جنبه ی دارویی فراوانی دارد و چیز زائدی ندارد و تمامش
خورده می شود غذای لطیف و سریع الهضم است ولینت طبع می آورد، بلغم را
تحلیل می دهد و کلیه ها را پاک و سنگ مثانه را از بین می برد و راه کبد و
سپرز را باز می کند و بدن را فربه می سازد.
«انجیر» دارای مواد و
ترکیبات غذایی و دارویی سبک و خوشخوراک است که تازه و خشک آن، گوشت، هسته و
پوستش برای همه و هر سنی قابل استفاده و گواراست.
در روایتی از امام
رضا علیه السلام آمده است: « انجیر بوی دهان را می برد، لثه ها و استخوان
ها را محکم می کند، مو را می رویاند، درد را بر طرف می سازد، و با وجود آن
نیاز به دارو نیست، و همچنین می فرماید: انجیر شبیه ترین میوه به میوه ی
بهشتی است.»
انجیر حاوی مقدار زیادی «فسفر» می باشد که در تقویت هوش و
حافظه بسیار موثر است نیز سرشار از «پتاسیم» که برای سلامتی کودکان ضعیف و
کم خون و بی اشتها مفید می باشد، مقدار قابل توجهی، کلسیم دارد، که هم
سازنده ی خون و استخوان و هم در ایجاد عضلات بدن و نیروی اعصاب و افزایش
قدرت جسمانی موثر است.
امروزه کارخانجات بزرگ داروسازی، از مواد موجود
در انجیر و خواص حیاتی آن برای ساخت داروهای لازم جهت درمان و دفع سموم بدن
استفاده می کنند.
بنابراین:
با در نظر گرفتن کلام مفسرین و صاحب
نظران و توجه به فوائد غذایی سرشار «زیتون» و «انجیر» می توان گفت: قرآن با
سوگند به این دو میوه توجه و حس کنجکاوی انسان را نسبت به این دو غذا جلب
کرده است و شاید یکی از حکمت های مهم سوگند قرآن به این دو میوه به اهمیت و
ارزش غذایی آن باشد.
منبع :http://mouood.org

نوشته شده در جمعه 11 اسفند1391ساعت 7:46 بعد از ظهر توسط منتظر|

تا حدود قرن هیجدهم سه امپراطوری بزرگ دنیا، هند، ایران و عثمانی مسلمان بودند که بر تمام جهان متمدن آن روز، حکومت‎های مرفه و مقتدری پدید آورده بودند. اسپانیا و فرانسه و هلند و انگلیس به رهبری زرسالاران یهودی و مسیحیان صلیبی، به فکر افتادند که مقاومت مسلمین را بشکنند. انگلیسی‎های تازه به دوران رسیده، برای رسیدن به این هدف چاره‎هایی جستند؛ از جمله در هند و ایران که هسته اصلی مقاومت را شیعیان تشکیل می‎دادند، اینان از شیعیان هندوستان شروع کردند که از مرکز تشیع و مرجعیت نجف به دور بودند. انگلیسی‎ها از جهل و سادگی برخی از شیعیان و عشق زیاد آنان به امام حسین علیه السلام سوءاستفاده کردند و قمه و شمشیرزنی بر پیشانی را جعل کرده و به آنان آموختند ... متاسفانه برخی شیعیان هند، این بدعت را بدون مجوز علما و نواب امام زمان(عج) پذیرفتند!

کوبیدن شمشیر بر سر و پیشانی در سوگ سیدالشهدا علیه السلام در روز عاشورا، توسط استعمار انگلیس، از هند به ایران و عراق رخنه نمود.

تا گذشته‎ای نه چندان دور، سفارت‎های بریتانیا در تهران و بغداد، هیئت‎های عزاداری را که به آن صورت انزجارآور و زشت در کوچه و خیابان‎ها ظاهر می‎شدند، تامین می‎کردند. غرض از سیاست استعماری انگلیس از کمک به رشد این مراسم زشت، به دست آوردن دلیلی معقول برای استعمارش بود که همواره با معارضه مردم بریتانیا و برخی نشریات آن کشور روبرو می‎شد.

انگلیسی‎ها از جهل و سادگی شیعه و عشق زیاد آنان به امام حسین علیه السلام سوءاستفاده کردند و قمه و شمشیرزنی بر پیشانی را جعل کرده و به آنان آموختند ... متاسفانه برخی شیعیان هند، این بدعت را بدون مجوز علما و نواب امام زمان(عج) پذیرفتند! کوبیدن شمشیر بر سر و پیشانی در سوگ سیدالشهدا علیه السلام در روز عاشورا، توسط استعمار انگلیس، از هند به ایران و عراق رخنه نمود.

استعمار انگلیس می‎خواست ثابت کند که مردمان مستعمره هند و کشورهای اسلامی دیگر که به آن صورت وحشیانه در خیابان‎ها ظاهر می‎شوند، احتیاج به ولی و قیّمی دارند که آنان را از جهل و توحش موجود برهاند. در نتیجه، عکس و تصاویر دسته‎های عزادار که در روز عاشورا به زنجیر به پشت خود نواخته و با شمشیر و قمه بر سر خود می‎کوفتند و خون‎های جاری شده در نتیجه این جریانات، در روزنامه‎های بریتانیا و اروپا به چاپ می‎رسید؛ و سیاستمداران استعمارگر در نتیجه این تصویرها، استعمار این کشورها را به عنوان ضرورتی انسانی اعلام می‎کردند که می‎تواند مردم آن کشورها را از جهل و توحش رهانیده و به جاده تمدن و تقدم رهنمون سازد.

نقل شده است، هنگامی که «یاسین هاشمی» نخست وزیر عراق در عهد استعمار انگلیس برای گفتگو جهت پایان دادن استعمار، به لندن رفته بود، انگلیسی‎ها به او گفتند: ما به خاطر کمک به مردم عراق به آنجا آمده‎ایم تا آنان را از توحش و حماقت خارج ساخته و مزه سعادت را به آنان بچشانیم!

این سخن، خشم یاسین هاشمی را برمی‎انگیزد و باعث می‎گردد با عصبانیت از جلسه خارج شود؛ اما انگلیسی‎ها از او عذرخواهی کرده و او را به دیدن فیلمی مستند از عراق دعوت می‎کنند. این فیلم که از هیئت‎های حسینی به راه افتاده در خیابان‎های نجف، کربلا و کاظمین تهیه شده بود، حاوی مشاهد مهیب و نفرت‎آور از شمشیرکوبی و قمه‎زنی مردم عزادار بود. گویی انگلیسی‎ها می‎خواستند بگویند: «آیا مردمانی روشنفکر که از تمدن بویی برده‎اند، با خود چنین می‎کنند؟


منبع : سایت تبیان

نوشته شده در دوشنبه 6 آذر1391ساعت 12:24 بعد از ظهر توسط منتظر|


آخرين مطالب
» رویای بیست ساله دشمن
»
» بماند بقیه اش ...
» محرم آمد
»
» عقرب ... چه زیاد شده
» علت قسم خوردن خداوند به انجیر و زیتون چیست؟
» نقش استکبار در ترویج و بهره‎برداری از قمه‎زنی
» شب ششم ماه محرم
» تخریب قبرستان بقیع ... توروخدا بجنبین

Design By : RoozGozar.com